سینما مثبت: تراس به نویسندگی و کارگردانی محمد علیزاده فرد یکی از قصههای مجموعه سرو،سفید،سرخ با موضوع جنگ رمضان است که سهشنبه ۲۵ فروردین ماه از شبکه یک سیما پخش شد.داستانی که با ضعفهای متعدد روایتی و ساختاری،ژانر کمدی را هم در جنگ دوازده روزه متبلور کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری_تحلیلی سینمامثبت،داستان تراس درباره دختری به نام سارا است که به ساخت مستند مشغول است.سارا به تازگی در اثر حادثهای که نمیدانیم چیست؛ پایش شکسته است.او در روزهای جنگ رمضان در خانه است و نسبت به رفت و آمد همسایه روبروییاش مشکوک میشود.او از دوستش لیلا میخواهد تا مرد همسایه را تعقیب کند و در پی این تعقیب متوجه میشود همسایه در حال تصویربرداری از مکانهای نظامی حساس است.این دو دوست در حال ساخت مستندی از این اتفاق است که بدمن داستان با اطلاع از این مساله وارد خانه سارا میشود اما با ضربه وارده از سوی لیلا به بدمن داستان،نقشه شوم دشمنان ناکام میماند و آنها به سزای اعمال خود میرسند و سارا و لیلا نیز متنبه میشوند.
به نظر میرسد ساخت این داستان از سایر قسمتهای پخش شده مجموعه سرو،سفید،سرخ تولید آسانتری داشته زیرا سازندگان با کنار گذاشتن عنصر عقل و منطق،هر خزعبلی که خواستهاند وارد داستان کردهاند.
سارا مستندساز است و از شبکهای خارجی پیش قسط گرفته و حالا مستندی درخصوص مشکلات اقتصادی مردم را در حال آپلود دارد تا برای این شبکه بفرستد.خانهای که سارا در آن زندگی میکند حتی شباهتی به خانه اغلب سینماگران داستانی هم ندارد و بیشتر شبیه خانه یک تاجر اسلحه است! مستندساز کجا و این خانه کجا؟! سارا برای مشاهده رفت و آمد به خانه همسایه دوربینی رو به خانه آنها توسط دوستش نصب میکند اما دوربین نه با پیچ و میخ بلکه با آب دهان احتمالا روی دیوار نصب میگردد! در ادامه نیز لیلا به تعقیب همسایه پرداخته و از همه حرکات و سکنات او از جمله عکسبرداری از مراکز نظامی و حتی پیدا کردن پهباد ساقط شده اسرائیلیها فیلمبرداری میکند و جالب اینکه این فیلمها با کیفیت 4k و به صورت آنلاین بر صفحه نوت بوک او قابل مشاهده است؛ حال با کدام اینترنت و با کدام نرم افزاز؟! هیچ کس نمیداند!
اوج بلاهت سریال جایی است که لیلا میکروفنی را داخل خانه مشکوک میاندازد و میکروفن دقیقا جایی میافتد که صدای شخصیتهای منفی داستان توسط سارا شنیده میشود.البته سریال در همین جا متوقف نمیشود و در ادامه با ضربه لیلا به مرد تروریست، او به زمین میافتد و در چنگال عدالت اسیر میشود.مکالمه عکاس دستگیر شده با ماموران امنیتی نیز فضای طنز داستان را دوچندان میکند تا ثابت شود هنرمند جماعت آنقدر بیاستعداد است که حتی نمیتواند از دل جنگی با این وسعت سوژهای مناسب استخراج کند و به همان قصههای مالوف و مرسوم و مالیخویاگونه خودش پناه میبرد و با شخصیتهایی مکُش مرگ ما قصهای تا این حد مضحک را که یادآور فیلمهای فارسی ابتدای تاریخ سینمای ایران است؛ به تصویر میکشد تا دفاع مقدسی که همچنان جریان دارد را به سخره بگیرد.
سینما مثبت آماده انعکاس دیدگاههای افراد،سازمانها و نهادهایی است که نام آنها در این مطلب آمده است.






ضمنا شخصیت اصلی فیلم در شروع به گل هایی آب میداد که پلاستیکی بودند …!!!
واقعا نمیشد برای تراسی که این همه در داستان مهم بود از گل های طبیعی استفاده کرد !
احتمالا بین خودشون بحث کردن و به این نتیجه رسیدند که مردم نخواهند فهمید …!!! 😭😭😂😂😭😭