سینما مثبت: پخش مصاحبه دوساعته برنامه اینترنتی اسپرسو با رئیس اسبق سازمان هنری – رسانهای اوج، پرسشهای مختلفی را برای اهالی فرهنگ و هنر به همراه داشته است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری_تحلیلی سینمامثبت،احسان محمد حسنی با سابقه پانزده سال حضور مداوم در سازمان هنری-رسانهای اوج یکی از طولانیترین دورارن مدیریتی در جمهوری اسلامی را تجربه کرده است.دورانی طولانی که در طی آن صرفا یکبار در نشستی خبری در مهرماه ۱۴۰۰ با حضور تعدادی اندک از خبرنگاران گلچین شده برگزار شد و او هیچگاه در مواجهه با خبرنگاران مستقل قرار نگرفت و به پرسشهای جدی پاسخ نداد.شاید همین مساله راز ماندگاری او در سیستمی عظیم است که هیچگاه اطلاعاتی درباره اعداد و ارقام و هزینههای صرف برای آن و تولیداتش منتشر نشد.
۱-علاوه بر سازمان اوج،از گذشته و پیشینه شخص «آقا احسان» – آنگونه که دوست داشت خطابش کنند- هم اطلاعاتی در دست نیست.در این برنامه اعلام کرد که متولد اسفند ۵۷ است اما سایت عماریار (اینجا) او را متولد سال ۵۹ معرفی کرده است.در هیچ منبعی به تحصیلات احتمالی آقااحسان اشاره نشده است.از او به عنوان فعال فرهنگی و مستندساز نام برده شده است.سابقه ریاست فرهنگسرای پایداری و معاونت اطلاعرسانی و تبلیغات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس و معاونت هنری این بنیاد و اجرای تئاتری میدانی به نام «شب آفتابی» تمام سوابقی که با جست و جویی عمیق میتوان درباره وی به دست آورد. سوابقی که حتی با جمع تجربه پانزده سال فعالیت در اوج، همچنان تناسبی با مسوولیت فعلیاش در جایی با عنوان «بنیاد دیپلماسی عمومی ایران» که وظیفهاش اصلاح تصویر ایران در افکار عمومی دنیا است؛ ندارد.آیا فردی در این مسوولیت باید زبان انگلیسی یا عربی بداند؟ نمیدانیم که آقا احسان میداند یا نه!
۲-احسان آقا در این گفت و گو با کُت بدون آستین و پیراهن ساده ظاهر شده. ترکییبی مینیمال که قرار است جسارت و فاصله گرفتن از محافظه کاری را ترویج کند اما یادش میرود که متناسب با این پوشش باید پاسخگوی سوالهایی جسورانه هم باشد تا مصاحبه معنا پیدا کند.بیان چند خاطره محرمانه و مثلا نقد به لایحه حجاب و مستعان که نشد کار! باید نسبت خود با این موضوعها در مقام مسوولیت را هم بیان میکرد نه اینکه خودش مثل اغلب مسوولان کشور تبدیل شود به جدیترین منتقد تا در نهایت از این مصاحبه مثلا چند تکه قابل وایرال بیرون بیاید برای بازسازی چهرهای جدید از یک مدیر پنهانکار!
۳-بیان عامیانه و ساده سازی همه موضوعها در صحبتهای احسان آقا نشان میدهد سالها همنشینی و مراوده او با أمثال شهید لاریجانی و برادر مهاجرانی،تاثیر چندانی در او نداشته و او به سیاق برادر احمدی نژاد،علاقهمند است تا همه مسائل را ساده سازی کند و گاهی نمایش تغافل به راه بیندازد. مثلا از وقایع سال ۸۸ و سکوت صدا و سیما در مقابل رخدادهای آن روزها جوری صحبت میکند که گویی پیش از این ساکن هلند بوده و ۲۲ خرداد ۸۸ وارد ایران شده است! کیست که نداد موضوعها و مسائل مطرح در صدا و سیما سلیقه شخصی اغلب مدیران آن نیست و خط مشیها و روشهایی نظیر پوشش اخبار و پرداختن به اتفاقهایی مانند انتخابات در جای دیگری تعیین تکلیف میشود.
۴-آقااحسان آنقدر فرد موفقی هست که بتواند تجربههای خود را در این پانزده سال تبدیل به پکیج کرده و در قالبهای برنزی و نقرهای و طلایی به علاقهمندان عرضه و به قیمت گزاف به فروش برساند.در یک کلام او یکی از «بچه زرنگ» های تهران است.جوانی که در سی سالگی با ژست انتقاد از یک سیستم معیوب و در یک نقطه بحرانی از تاریخ ایران وارد گود شد تا سازمان و مجموعهای تاسیس کند که در چنین مقاطع بحرانی، به قول خودش هنرمندان را جمع و جور کند و مانع از بروز رفتارهای احساسی و خروج آنها از چهارچوب نظام شود.این ایده ارزشمند در مرحله اجرا تبدیل شد به سازمانی با تشکیلات اجرایی و دفاتر متعدد و مجمع الجزایرهای گوناگون و البته با حضور پُر رنگ آقازادههایی در پُستهای فرهنگی که البته به واسطه رویه غیرشفاف حاکم بر این سازمان، هیچ گاه در معرض نقد و بررسی قرار نگرفت و مشخص نشد سیستمی با انتقاد از سیستم پیشین پایه گذاری شده، حالا چه تفاوتی با سیستم سابق دارد؟! اوج البته دیگر فقط یک دفتر ساده برای تولید فیلم و محصولات فرهنگی نیست بلکه سالهاست وارد عرصه پردیس داری هم شده و پردیس چارسو را در دست گرفته که مشاهده حال و روز این روزهای این مجموعه نشانگر میزان موفقیت اوج در این حوزه است.
۵-احسان آقا در گفت و گو با این برنامه اینترنتی مدعی شده که زمانی میخواسته در مالزی شبکهای تلویزیونی راه اندازی کند تا با تولیدات خود،خلا ناشی از کم کاریهای تلویزیون را جبران کند.البته مجری این برنامه رپورتاژ گونه از او نمیپرسد که سال ۸۸ چه توانایی ویژهای در خودش سراغ داشته که به سراغ چنین ایدهای رفته که در ادامه دلگیر شده که عزت الله ضرغامی رئیس وقت صدا و سیما با حضور او در مدیریت شبکه افق مخالفت کرده است؟! او تا پیش از سال ۸۸ چند برنامه تلویزیونی را از صفر تا صد تولید کرده؟ در پشت صحنه چند برنامه حضور داشته؟ چند بار اتاق رژی را به خود دیده و چند فیلمنامه خوانده و که چنین توقعی از صدا و سیما داشته است؟زمانی هم که سخن از استخوان خُردکردههای این حوزه به میان میآورد،نامهایی که بیان میکند محدود به شادروان نادر طالب زاده است. حالا شاید بتوان چند اسم دیگر مثل بهزاد بهزادپور را هم اضافه کرد.واقعا او در سال ۸۸ نیروی انسانی و لجستیک راه اندازی چنین شبکهای را داشته است؟!
۶-در تمامی مصاحبه، دستاوردهای مورد اشاره او محدود به سریال آقازاده،پایتخت پنج،به وقت شام و ایستاده در غبار است.واقعا ورود سازمان اوج به عرصه سریال سازی برای شبکه نمایش خانگی همانقدر توجیه دارد که تلاش این سازمان برای اداره جشنواره فیلم فجر! البته شاید در آیندهای نه چندان نزدیک این سازمان وارد مثلا حوزه ساخت و ساز هم شود چون سود دارد! اما واقعان پایتخت پنج از نظر محتوایی کار قابل دفاعی بوده؟ اینکه «باد» از ترکیه بالن ایرانی را به طور اتفاقی به سوریه ببرد و بعد هم افسار نقی و خانوادهاش برسد دست زنی انگلیسی که او همه را هدایت کند؛ محتوای جذاب و قابل دفاعی است؟!البته که ممکن است شخصیتهای سیاسی و نظامی و اقتصادی حسب سلیقه شخصی از اثری خوششان بیاید اما این تایید بیشتر یک نظر شخصی است و باید نظر کارشناسان امر را جویا شد؛ البته پس از آنکه مشخص شود این آثار با چه هزینهای تولید شده و چه نقشی در جهش قیمتی سریال سازی در تلویزیون داشته است!
۷-احسان آقا مدعی است که در کشور «جرات نمیکنیم درباره صفویه حرف بزنیم».یعنی برادرمان سریالهای روشن تر از خاموشی و آشیانه سیمرغ را از تلویزیون ندیده است؟!عجب…
۸-هجده سال پس از شکل گیری ایده سازمان اوج، امروز نقش این سازمان در بخشهای فرهنگی چیست؟ اینکه پروژههایی را به صورت چراغ خاموش راه بیندازد تا با لوگو فارابی مقابل دوربین ببرد؟ نصب دیوار نگاره در میدان ولیعصر؟فیلمبرداری از مردمی که ممکن بود از مرز خارج شوند؟ تولید سالی یک فیلم با ابراهیم حاتمیکیا که درب هر دفتر خصوصی و نهاد دیگری هم به رویش باز بوده و هست؟یا میدان دادن به یک خواننده بیمار – از نظر فکری و جنسی – برای حضور در کنار یکی از نمادهای نظامی ایران تا مثلا روزی روزگاری چهار تا آدم نعشه باز در حین بار زدن سیگاری و حشیش شعر او را زمزمه کنند؟! این شد دستاورد؟
۹-در مقابل چند تولید موفق محدود مثل: ایستاده در غبار و منصور چه تعداد تولیدات ناموفق و بلاتکلیف وجود داشته که زیر موکت اتاق احسان آقا پروندهاش چال شده است؟تکلیف هنگام بیداری و سریال صدام و آثار دیگر چه شد؟کاش به اعداد و ارقام واقعی این تولیدات دسترسی داشتیم تا بدانیم حاصل این فعالیتها چه بوده و میارزیده که سازمان و تشکیلاتی با این حجم از دفاتر و واحدهای زیر مجموعه راه بیفتد یا اینکه تمام این کارها با هزینهای ارزانتر و بدون ایجاد سونامی در دستمزدها، در قالب یک «دفتر ویژه» در خود صدا و سیما نظیر سیما فیلم هم قابل پیگیری بوده است.
۱۰-سینما مثبت آماده انعکاس دیدگاههای افراد،سازمانها و نهادهایی است که نام آنها در این مطلب آمده است.




