پنجشنبه, مرداد ۱, ۱۴۰۵
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • صفحه اصلی
  • گزارش
  • مصاحبه
  • یادداشت
  • کتاب
  • نمایش خانگی
  • تلویزیون
  • فرهنگ و جامعه
  • سینما پلاسی ها
  • مالتی مدیا
    • فیلم
    • عکس
  • فیلم فجر
    • جشنواره چهل و سوم فیلم فجر
    • جشنواره چهل و دوم فیلم فجر
    • جشنواره چهل و یکم فیلم فجر
    • جشنواره چهلم فیلم فجر
    • جشنواره سی و نهم فیلم فجر
    • جشنواره سی و هشتم فیلم فجر
    • جشنواره سی و هفتم فیلم فجر
    • جشنواره سی و هفتم فیلم فجر – بین الملل
    • جشنواره سی و ششم فیلم فجر
    • جشنواره سی و پنجم فیلم فجر
    • جشنواره سی و چهارم فیلم فجر
  • آپارات
  • آموزش
  • جنگ رمضان
  • رضا استادی
  • صفحه اصلی
  • گزارش
  • مصاحبه
  • یادداشت
  • کتاب
  • نمایش خانگی
  • تلویزیون
  • فرهنگ و جامعه
  • سینما پلاسی ها
  • مالتی مدیا
    • فیلم
    • عکس
  • فیلم فجر
    • جشنواره چهل و سوم فیلم فجر
    • جشنواره چهل و دوم فیلم فجر
    • جشنواره چهل و یکم فیلم فجر
    • جشنواره چهلم فیلم فجر
    • جشنواره سی و نهم فیلم فجر
    • جشنواره سی و هشتم فیلم فجر
    • جشنواره سی و هفتم فیلم فجر
    • جشنواره سی و هفتم فیلم فجر – بین الملل
    • جشنواره سی و ششم فیلم فجر
    • جشنواره سی و پنجم فیلم فجر
    • جشنواره سی و چهارم فیلم فجر
  • آپارات
  • آموزش
  • جنگ رمضان
  • رضا استادی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
سینما پلاس
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
صفحه اصلی تلویزیون

شمالو بچینی پایه‌ام من

درباره قصه چادر مسافرتی از مجموعه سرو،سفید،سرخ

۱۴۰۵-۰۱-۲۶
Reading Time: 2 mins read
0

سینما مثبت: با ادامه پخش سریال سرو،سفید،سرخ از شبکه یک سیما که ظاهرا با موضوع جنگ رمضان و به صورت اپیزودیک ساخته شده،داستان چادر مسافرتی به کارگردانی فرزاد رنجبر دوشنبه ۲۴ فرودین ماه از شبکه یک سیما پخش شد تا مخاطبان سیما شاهد ترسیم شخصیتی دگم و متحجر از یک بانوی به ظاهر مسلمان و مذهبی باشند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری_تحلیلی سینمامثبت،داستان چادر مسافرتی درباره زن و شوهری به نام بابک و معصومه است که دو فرزند به نام‌های نازنین زهرا و ایلیا دارند.معصومه زنی مذهبی است و شوهرش فردی بی‌ قید است.مهم ترین جلوه این بی‌قیدی آنطور که در سریال نمایش داده می‌شود؛ سیگار کشیدن و گوش دادن به موسیقی غربی است! معصومه خود زمانی عکاس بوده و با وجود این پس زمینه هنری و حرکات کماندویی که در سریال روایت می‌شود- رفتن روی کیوسک تلفن با چادر برای عکاسی- نسبت به سیگار بسیار حساس است!آن‌ها تصمیم به جدایی گرفته‌اند که با وقوع جنگ، تصمیم به مسافرت می‌گیرند و قرار می‌شود تا پایان جنگ یکدیگر را تحمل کنند و سپس از هم جدا شوند.در جایی از سریال عنوان می‌شود که «جنگ که تموم بشه عمر زندگی ما هم تموم می‌شه.»

حالا اگر جنگ را حذف و مثلا تعطیلی به مناسبت آلودگی هوا یا قطعی برق را جایگزین کنیم چه خواهد شد؟! هیچ!

چادر مسافرتی سوژه‌ای کهنه و قدیمی است که در دهه هشتاد و نود نسخه‌های مختلفی از آن در سینما با موضوع اختلاف‌های میان همسران در طبقات روشنفکر ساخته و پرداخته شد. فیلمساز عینا ویژگی‌های همین آثار را در فیلم کپی کرده است.از دعوا سر خورشت به گرفته تا بی‌اعتنایی خانواده نسبت به اتفاق‌های جنگ و حتی پاک کردن کانال‌های خبری- در حالی که همه جامعه در هر دو جنگ این اتفاق‌ها را با التهاب دنبال می‌کردند- تا خوردن ساندویچ با لیموناد در شرایطی که مادر روی تخت بیمارستان است و….

در ابتدای فیلم خانواده در واکنش به هشدار تخلیه خانه نمایش داده می‌شود. این هشدار تخیله را چه کسی صادر کرده است؟! چرا فیلمساز خجالت می‌کشد که بگوید از سوی اسرائیل و شبکه اینترنشنال صادر شده است؟‌اگر توجیه این است که فیلمساز قرار است کار هنری کند و سراغ غیرمستقیم گویی برود؛ پس این همه اشاره‌های مستقیم و شعارگویی چیست؟!

مهم‌ترین مشکل فیلم شخصیت‌های نچسبی است که با حضور بازیگران ضعیف، امکان هرنوع ارتباطی با بیننده را سلب می‌کنند.حجم فراوانی دیالوگ‌های عصبی‌کننده بین شخصیت‌ها رد و بدل می‌شود. معصومه زنی به شدت عامی و اُمل تصویر شده که حتی نسبت به صدای یک موسیقی عادی در فضای باز نیز حساس است و در ادامه از شنیدن یک موسیقی غیرایرانی در اتوموبیل همسرش ناراحت شده و می‌گوید: باز که خارجی گذاشتی! اما به محض اینکه می‌شنود آهنگ درباره فلسطین است؛ اجازه ادامه پخش موسیقی را می‌دهد و در بیت دوم می‌گوید: خوب می‌خونه!

سریال از نمایش چند صحنه اکشن نیز عاجز است. نه سکانس حمله هوایی و شکستن پنجره خوب از آب درآمده، نه مشخص است آن پراید مدل پایین به چه دلیل در آتش می‌سوزد و نه پهبادی که در انتهای فیلم در آسمان ظاهر می‌شود شبیه پهبادی نظامی است و اصلا مشخص نیست کجا را هدف قرار می‌دهد که ترکش به زیر گلوی معصومه می‌خورد؟! این پهباد اسباب بازی چطور مورد هدف قرار می‌گیرد و اصلا ترکش چرا به پای معصومه نمی‌خورد؟! آخه درست زیر گلو؟!!

در نهایت هم در فضای فانتزی و دور از جامعه کارگردان،زندگی شیرین شده و زن و شوهر با هم آشتی می‌کنند و حتی در خانه هم چادر مسافرتی برپا می‌کنند که این تاکید و تداوم بر چادر،نوعی اشاره‌های جنسی هم در پس خود دارد که البته با حضور فرزندان خانواده تعدیل شده اما کاملا قابل فهم است!

چادر مسافرتی ناتوان از انعکاس قصه‌ای درخصوص جنگ است اما در میانه جنگ فرصتی فراهم کرده تا سازندگان سریال یک شمال «بچینند» و کار بی‌ربطی تحویل بگیرند و پولی هم به جیب بزنند.

سینما مثبت آماده انعکاس دیدگاه‌های افراد،سازمان‌ها و نهادهایی است که نام آن‌ها در این مطلب آمده  است.

برچسب ها: چادر مسافرتیسرو،سپید،سرخسریال درباره جنگ رمضان
نوشته قبلی

سرو،سفید،سرخ پروژه‌ای برای حفظ جبلی در سازمان صدا و سیما؟

نوشته‌ی بعدی

قصه‌ای از فرهنگ آنگولا در دل جنگ رمضان

نوشته‌ی بعدی

قصه‌ای از فرهنگ آنگولا در دل جنگ رمضان

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینما پلاس

این سایت بر اساس طراحی گرافیکی اختصاصی برنامه نویسی شده و تمامی بخش های آن مشمول قانون کُپی رایت می باشد. کُپی برداری از بخش های اختصاصی سایت و مشابه سازی آن، برای صاحبان این سایت حق شکایت و پیگیری در مراجع قضایی را ایجاد خواهد کرد.

  • در جریان
  • دیدگاه‌ها
  • آخرین

طوبی و خاطرخواه‌هایش!

۱۴۰۳-۰۵-۲۷

سریال طوبی؛حکایت‌ مستربین در بغداد  

۱۴۰۳-۰۶-۱۰

طوبی و خاطرخواه‌هایش!

30

الگوهای فیلمفارسی در سریال طوبی

21

ادامه مبارزه و مقاومت رائد برای حفظ شاهسواری

۱۴۰۵-۰۵-۰۱

برادران رزاق کریمی کجا و شهید تنگسیری کجا؟!

۱۴۰۵-۰۴-۳۱

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Smiley face Smiley face Smiley face Smiley face

  • درباره
  • تبلیغات
  • سیاست و حریم خصوصی
  • تماس

تمام حقوق این سایت متعلق به سینما مثبت می باشد . طراحی شده توسط مدیا پلاس

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج

تمام حقوق این سایت متعلق به سینما مثبت می باشد . طراحی شده توسط مدیا پلاس