سینما مثبت: مشاهده برخی آثار سینمایی که نامهایی خاص در عنوانبندی آنها وجود دارد؛ این تصور را ایجاد میکند که هسته اولیه شکلگیری این آثار نه یکایده سینمایی جذاب بلکه وجود یک «موافقت اصولی» بوده که با آن میتوان هر فیلمی ساخت و همین مسأله منجر به شکلگیری اثری سطحی، ضعیف، مبتذل و بیهدف شده است.

به گزارش پایگاه اطلاعرسانی اینترنتی خبری_تحلیلی سینمامثبت،فیلم آنتیک ساخته هادی نائیجی است؛ کارگردانی که در یکسال اخیر در یکی از مهمترین مراکز تولید فیلم -یعنی بنیاد سینمایی فارابی- مسوولیت مشورتی و نظارتی بر سینمای ایران را به عهده داشته است. تهیهکننده فیلم محمود بابایی نیز فرزند گلعلی بابایی از نویسندگان و محققان مطرح دفاع مقدس است. حاصل این همکاری حتی یک فیلم معمولی و طنز با حضور پژمان جمشیدی هم نیست؛ یعنی حتی حاصل کار به اندازه آثار تجاری معمول که با حضور این بازیگر و جهت کسب درآمد برای سازندگان آنها تولید میشود هم نبوده و رهاشدگی این بازیگر در کلیت فیلم و نیز عدم وجود قصهای مشخص و بلاتکلیفی کارگردان در اینکه فیلمش قرار است در نهایت چه حرفی بزند؟! این اثر را در حد و اندازه تئاترهای متکی بر بداهه گویی که میتوان آنها را در مناطقی مانند یوسف آباد و حوالی خیابان دماوند و میدان فردوسی و سه راه طالقانی دید؛ تنزل داده است.
داستان فیلم از جایی آغاز میشود که یک زندانی خلافکار به نام ابی – با بازی پژمان جمشیدی – پس از انقلاب از زندان آغاز میشود. فیلم تلاش دارد تا ارجاعهایی تاریخی به مخاطب بدهد اما معلوم نیست اینجا زندان اوین است یا قصر؟! چه مقطعی از انقلاب است؟ ترور و شلیک مقابل زندان برای چیست و… ابی شوهرخواهری به نام ولی – با بازی بیژن بنفشه خواه- دارد که در حوزه خرید و فروش وسایل آنتیک فعالیت دارد. همدستی این دو برای ورود به خانه یک نظامی رژیم گذشته که عتیقهای را داخل خانه جاسازی کرده، آنها را با نیروهای کمیته مواجه میکند و در ادامه پای آنها را به روستایی خوش آب و هوا باز میکند تا در آنجا با ساخت بقعهای قلابی برای شخصیتی خیالی، از سادگی مردم بهره گرفته و کاسبی کنند.
فقدان عنصری به نام کارگردانی
مهمترین ویژگی فیلم این است که عنصری به نام «کارگردانی» در آن دیده و حس نمیشود! یعنی اگر روزی مصاحبهای از عوامل فیلم منتشر و در آن بیان شود که کارگردان اساساً سر صحنه حاضر نبوده و فقط شبها برای تحویل کاستها به سر صحنه میآمده نباید تعجب کرد!ایده پژمان جمشیدی عتیقه فروش پیشتر در سریال زیرخاکی تکرار شده و اتفاقاً در همانجا ستاره پسیانی نیز با پژمان همبازی بوده است. اتفاقاً آن داستان هم در سالهای دهه شصت روایت شده با این تفاوت که کارگردان زیرخاکی تسلطی بر جمشیدی داشته و مانند فیلم آنتیک، او را رها نکرده تا حتی در حال دزدی هم پُرچانگی کند. این مشکل در ادامه فیلم نیز وجود دارد و آدمها بیش از حد داد میکشند جوری که گاه حرفهای آنها شنیده نمیشود.
طبق معمول چنین آثاری «اشارههای جنسی» هم جزء فیلم است و برای هزارمین بار در سینمای ایران با مسأله ختنه شوخی میشود و در ادامه چند صحنه مشمئزکننده نیمه جنسی هم – لابد به اتکای آن موافقت اصولی- نمایش داده میشود که زید قبلی ابی با همسرش خلوت کرده و سایه آنها روی شیشه نمایش داده میشود که به سمت هم میروند و سپس اشاره میشود که قرار است آقای داماد شب بماند و…. تا اینجای کار یک ربع از فیلم گذشته و هنوز مشخص نیست مسأله وایدهای که کارگردان را به ساخت این اثر ترغیب کرده چیست؟! واقعان در این دریای ابتذال گروه فرقان چه جایگاه و کارکردی دارد؟ آن قوم یاجوج و ماجوج کمیتهچی چکارهاند که بعداً قرار است با سیریش صدمنی «مُهر کمیته» به ابی و ولی بچسبند؟! رابطه حاجی الهی با خان روستا چیست؟ چرا ابی اینقدر مبتذل است که با دیدن هر «ماده»ای واکنشهای احمقانه نشان میدهد؟ چرا اهالی روستا اینقدر ابله هستند که متوجه حرفهای پرت این دو نمیشوند؟ آهان! کار کمدیه!!!
حالا همه این مقدمات قرار است برسد به اینکه دو آدم سواستفادهگر یک امامزاده جعلی میسازند؟ این وسط پرویزخان شوهر جمیله دختر خان هم با این و همدست میشود؟ اینایده چقدر شبیهایده رد شده یکی از قسمتهای سریال پایتخت است که در آن قرار بوده گنبد و گلدستهای که توسط ارسطو به سمت جنوب میرود؛ در طول راه با واکنش اهالی مواجه و آنها نسبت به این امامزاده سیار واکنش نشان دهند. نکند کارگردان اینایده و دیگرایدههای فیلم را در همین جلسات بررسی فیلمنامه شنیده و حالا همه را یککاسه کرده تا این فیلم را بسازد؟! البته که چنین آثاری تا دلتان بخواهد مشابه خارجی هم دارد.
ایده یک خطی قابل تامل
حالا چه لزومی به روایت این داستان در ابتدای انقلاب وجود داشته است؟! خدای ناکرده پس ذهن سازندگان این نبوده که ولی و ابی امامزادهای ساختهاند که مردم بیجهت به آنامید بستهاند؟! آنقدر اینایده سوتفاهم برانگیز است که امکان نگارش آن نیست اما قطعاً خود سازندگان اثر میدانند چه تعابیری میشود از این داستان بیرون کشید! اگر سازندگان اثر این دغدغه معناگرایانه را داشتهاند چرا یک فیلم جدی تولید نکردهاند و اینایده یک خطی قابل تامل را اینقدر در آب نمک ابتذال خواباندهاند؟!
به نظر میرسد کارگردان در مرحله پس تولید هم غیبت داشته است. علت؟ شلیکهایی که در ابتدای فیلم به سوی اتوموبیل میشود و با جلوههای ویژه خلق شده و البته اثری روی اتوموبیل نمیگذارد!
سینما مثبت آماده انعکاس دیدگاههای افراد، سازمانها و نهادهایی است که نام آنها در این مطلب آمده است.






دیدگاهها 1