یک بار حراست مراسم کن فکر کردند من بمب گذارم و دستگیرم کردند. برای ضبط صدا «هاش اف» به خودم وصل کردم و به سالن فستیوال کن رفتم. فکر کردند بمب گذار انتحاری هستم و ممکن است یکی از دور چاشنی را بزند و من منفجر شوم. یکدفعه 10 نفر از حراست کن با فاصله دورم ایستادند.
رضا عطاران: حراست مراسم فکر کرد من بمب گذارم و دستگیرم کرد/ جیم جارموش ماجرای فیلم را فهمیده بود
سینماپلاس: رضا عطاران این روزها به شمایلی بدل شده که حتی قادر است فیلمش را ماه رمضان روی پرده بفرستد و انتظار فروش عالی داشته باشد. “رد کارپت” عطاران که بعد از حدود دو هفته نمایش تاکنون رقم فروش 400 میلیون را رد کرده باعث شده مرور نظرات این کارگردان-بازیگر درباره تازه ترین فیلمش جالب باشد. به گزارش سینماپلاس عطاران در یکی از گفتگوهایش که با سروش صحت در “هفت صبح” انجام شده کوشیده توضیحاتی دهد درباره سبک کاری اش در این سالها و البته حاشیه هایی که به واسطه فیلمبرداری “رد کارپت” در کن برایش رخ داد. سینماپلاس بخشهایی خواندنی از گفته های عطاران را ارائه می کند:
من همیشه می روم کنار سیاهی لشگرها می نشینم
من همیشه می روم کنار سیاهی لشگرها می نشینم و با آنها صحبت می کنم. از این چیزها زیاد دیدم. در طول زمان فیلمبرداری حداقل 10 نفر به من می گویند یک فیلمنامه برای فیلم بعدی ات نوشته ام.
یک شماره ای هست که مدام به من زنگ می زند
خیلی ها هم هستند که من را نه دیده اند و نه می شناسند. یک شماره ای هست که مدام به من زنگ می زند. با اینکه هیچ وقت به او جوابی ندادم اس ام اس میزند که من از شهرستان راه افتادم سمت تهران، می خواهم یک فیلمنامه به دستت برسانم و هر طور شده پیدایت می کنم! از این اتفاق ها زیاد دیده ام. فکر می کنم برای این است که من یکسری شخصیت ها مثل احمدپورمخبر و شهربانو موسوی را کشف کردم و در سریال هایم از آنها بازی گرفتم. حالا معروف شده اند. این اتفاق باعث شده بعضی ها فکر کنند ممکن است از طریق رضا عطاران بتوانند راهی برای رسیدن به سینما و تلویزیون باز کنند.
حراست مراسم کن فکر کردند من بمب گذارم و دستگیرم کردند
یک بار حراست مراسم کن فکر کردند من بمب گذارم و دستگیرم کردند. برای ضبط صدا «هاش اف» به خودم وصل کردم و به سالن فستیوال کن رفتم. فکر کردند بمب گذار انتحاری هستم و ممکن است یکی از دور چاشنی را بزند و من منفجر شوم. یکدفعه 10 نفر از حراست کن با فاصله دورم ایستادند. از اشاره هایی که به «هاش اف» می کردند فهمیدم نگرانی شان از چه بابت است. لباسم را در آوردم و رسیورش را هم نشان دادم، بعد بچه ها رسیدند و مترجم مان برایشان توضیح داد که در حال فیلمبرداری هستیم.
اگر مسئول رستوران با ما همکاری نمی کرد می توانستیم از آنها شکایت کنیم
اگر برای فیلمبرداری به یک رستوران در کن می رفتیم مسئول آنجا موظف بود با ما همکاری کند، اگر همکاری نمی کرد ما می توانستیم از آنها شکایت کنیم.
جیم جارموش دنبال دوربین می گشت
فکر کنم جیم جارموش فهمیده بود جریان از چه قرار است و ما در حال فیلمبرداری هستیم. بعد از آنکه از کادر دوربین خارج شد برگشت و من و اطرافم را با دقت نگاه کرد و انگار دنبال دوربین می گشت.
پایان مطلب/