سینما مثبت: با وجود عزل فوری مدیر شبکه افق از سوی سازمان صدا و سیما،افکار عمومی از این اقدام قانع نشده و مطالبه عزل پیمان جبلی رئیس صدا و سیما در برخی رسانهها بابت اقدام شبکه افق در شوخی موهن با جانباختگان حوادث دی ماه ۱۴۰۴ مطرح و دنبال میشود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری_تحلیلی سینمامثبت،سال ۱۳۹۳ زمانی که سازمان هنری-رسانهای اوج با مدیریت احسان محمد حسنی قصد راه اندازی شبکه افق را داشت؛ گزینههایی نیز برای مدیریت این شبکه به عزت الله ضرغامی رئیس وقت سازمان صدا و سیما معرفی کرد اما در نهایت صدا و سیما زیر بار گزینههای معرفی شده نرفت و جواد رمضاننژاد از شبکه چهار سیما راهی این شبکه شد تا مدیر افق شود.علت این مقاومت این بود که ضرغامی و مدیرانش میدانستند اداره شبکهای تلویزیونی حساسیتهای فراوانی دارد و مدیر شبکه تلویزیونی باید سلسله مراتبی را طی کرده باشد.اما از سال ۱۴۰۰ و پس از انتصاب وحید جلیلی به عنوان قائم مقام رئیس صداوسیما در امور فرهنگی و دبیر ستاد تحول رسانه ملی،درهای این رسانه به روی طیف جدیدی از مدیران باز شد.مدیرانی بدون سابقه روشن مدیریتی که اغلب از گعدهها انتخاب شده و تجربههای فرهنگی محدودی داشتند و کار در رسانهای رسمی مانند صدا و سیما را با تولید و ویدئوهای مناسب بارگذاری در شبکههای مجازی یکسان میدانستند.مشخصا همین صادق یزدانی به عنوان مدیر شبکه افق، بیشترین سابقهاش فعالیت در روزنامهای به نام «حزب الله» بود و هرچند در خبر انتصابش به این مطلب اشاره شده که فارغ التحصیل رشته ارتباطات دانشگاه صداوسیما است و سابقه گویندگی، تهیهکنندگی، مستندسازی و کارگردانی در شبکههای سیما و صدا را دارد اما هیچ رد و اثری از برنامههایی که در آن حضور داشته مشاهده نمیشود.در ساختاری حرفهای،مدیریت چنین شبکهای باید پس از پنجاه سالگی به فردی واگذار شود که تلویزیون از کف آن آغاز کرده،سالها برنامه ساز بوده،معاون و مدیر گروه و سپس قائم مقام شبکه بوده و با تجربهای حداقل بیست ساله در نهایت مدیر شبکه شده است.
گافهای متعدد مدیران جدید
در مدت چهار سال گذشته نیز این مدیران کم «گاف» ندادهاند.از همین اتفاق شبکه افق گرفته تا برنامه پخش شده در شبکه یک و توهین به اهل سنت و نمونههای ریز و درشت دیگر که همیشه بازتاب رسانهای پیدا کرده است.اما مشکل مهمتر این طیف مدیران جدید که اغلب بیارتباط با دنیای واقعی هستند؛ تولید محتوایی کم ارزش است که باعث شده محصولات تولیدی تلویزیون فاقد «بیننده» باشد. کافی است در هر ساعت از شبانه روز چرخی در شبکهها بزنید تا ببینید جز شبکه آی فیلم که آن هم بستری برای پخش آثار تکراری است؛برنامه دندانگیر دیگری برای تماشا پیدا نمیشود و متن سریالها و برنامههای نمایشی گویی بیانیهها و متون تحقیقی است که بدون دراماتیزه شدن سر از تلویزیون در آورده است.محصولات طیف جدید مدیران نیز برای تاثیرگذاری به دنبال «وایرال شدن» هستند؛ یعنی محتوایی که بخشهایی از آن در شبکههای اجتماعی اصطلاحا بچرخد و واکنش هیجانی مردم را به دنبال داشته باشد.موضوعی که برای آن در تمامی برنامههای تلویزیون ردیف بودجه تعیین میشود و برای برنامه ساز نیز در صورت وایرال شدن امتیاز به دنبال دارد.
تیم مدیریت جدید صدا و سیما تصور میکند آسانسور «وایرال شدن» او را به مقصد میرساند. به همین دلیل است که پس از اظهارات بازیگر خارج نشین درخصوص قربانیان حوادث اخیر،محتوایی جسارت آمیز از شبکه افق پخش میشود که بتواند در حد آن محتوا دیده و اصطلاحا وایرال شود بدون در نظر گرفتن این تفاوت که بیان کننده آن ادعا بازیگری پناهنده است و مطرح کننده این مطلب، شبکهای رسمی در صدا و سیما! اگر این اتفاق در همان زمان ناآرامیها رخ میداد؛بنزینی شعله ور بر آتش اتفاقات ۱۸ و ۱۹ دی بود.
سینما مثبت آماده انعکاس دیدگاههای افراد،سازمانها و نهادهایی است که نام آنها در این مطلب آمده است.




