سینما مثبت: این روزها در حالی زمزمههای استعفا،برکناری،جابجایی و تغییر رئیس سازمان سینمایی شنیده میشود که واقعیتهای موجود در فضای سینمایی کشور حکایت از آن دارد که این تغییر احتمالی نه تنها نفعی برای سینمای ایران ندارد بلکه مشکلات موجود در این حوزه را نیز تشدید خواهد کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری-تحلیلی سینمامثبت، این روزها برخی رسانههای مرتبط و منتسب به سازمان سینمایی در حال دستاوردسازیهای مکرر از سازمان سینمایی هستند و حتی یک مراسم افطاری معمول با حضور چهرههایی گمنام و ناشناخته و تلویزیونی را نیز به دستاوردی بیمانند برای سازمان سینمایی تعبیر میکنند. این رسانهها در شرایطی از برگزاری جشنواره ضعیف و کم کیفیت فیلم فجر پس از وقایع سال ۱۴۰۱ تقدیر میکنند که انگار نه انگار سال ۱۳۹۸ نیز جشنواره فیلم فجر در آن شرایط بحرانی برگزار شده است.این رسانهها گاه فعالیتهای عجیب و غریبی نیز انجام میدهند و مثلا شرایط کرونایی سینمای ایران را با شرایط کرونایی سینمای کشوری مانند آلمان مقایسه میکنند تا نتیجه بگیرند مدیران سینمایی پیشین بد و مدیران فعلی عالی هستند حال آنکه هر دو این طیف از مدیران عملکردهای مثبت و منفی داشتهاند.
درباره فعالیت محمد خزاعی آنچه این روزها مشهود است؛دستاوردسازی و آمار سازی است. بخشی از این رویکرد معطوف به فروش فیلمهای روی پرده است که همواره با تیترهایی با کلمه «رونق» بازنشر میشود حال آنکه بیش از هفتاد تا هشتاد درصد فروش فیلمهای روی پرده مربوط به آثار طنز و کمدی است که اگر مدیران فعلی سازمان سینمایی در این مسند نبودند؛ قطعا خودشان جزو منتقدان سفت و سخت این آثار طنز کم مایه بودند.در فروردین ماه امسال مطابق جدول اعلامی از سوی سازمان سینمایی (۷۲ درصد) از فروش فیلمهای روی پرده فروردین ماه به دو فیلم تمساح خونی و سال گربه اختصاص داشته و فیلمهای مورد تایید از نظر محتوایی سازمان سینمایی مانند آسمان غرب و پرویز خان فقط سه درصد از فروش کل را تشکیل میدهند. یعنی آن سینمای آرمانی و مطلوبی که افرادی مانند خزاعی با وعده بسط و گسترش آن به این مسوولیت رسیدهاند تقریبا هیچ مخاطبی ندارد و تازه این وضعیت آثار باکیفیت این حوزه است.فروش بالا نیز حاصل چشم پوشی بر تبلیغات ماهوارهای است و اگر این حساسیت همچنان وجود داشت ای بسا مسوولان سازمان سینمایی در معرفی سینماگران به نهادهای مرتبط اقدام میکردند.
درخصوص سالن سازی نیز این موضوع توسط بخش خصوصی و خصولتی با انگیزههای کاملا مادی انجام میشود و سازمان سینمایی افتخار قیچی زدن و گرفتن عکس یادگاری در مراسم افتتاحیه را دارد والا این اقدام ناشی از سیاستگذاری سازمان سینمایی نیست و حتی اگر این سازمان بخواهد هم توان مقابله با این جریان را ندارد.
اما آنچه مدیریت دوره خزاعی با آن تداعی میشود شامل مواردی مانند: ناتوانی از تعامل با سینمای دنیا،تلاش برای امضای تفاهمنامههای بیفایده و مبهم،یکدست کردن ترکیب سینماگران حاضر در شوراها و روند تصمیم گیری،عملکرد غیر غیرشفاف حاکم بر توزیع یارانهها،نزول کیفی جشنواره فیلم فجر و قرائت اشتباه دعای تحویل سال است!
اما گزینههای معرفی شده دیگر نیز امتیازی نسبت به خزاعی ندارند. مجتبی امینی حتی مقبولیت حداقلی فعلی خزاعی را هم ندارد و زین العابدین نیز مدیری کاملا تلویزیونی با تحرک اندک و نسخه ضعیفتر محمد رضا جفعری جلوه است که تا بخواهد خود را با شرایط امروز سینما وقف دهد،عمر این دولت به پایان خواهد رسید. پس بنابراین اگر چنین گزینههایی مورد نظر است همان خزاعی فعلی بهتر است و البته نباید از گزینههایی مانند روح الله سهرابی به عنوان مدیری با انگیزه بالا غفلت کرد.
اگر هم وزیر به دنبال تغییر جدی است؛ کف این تغییر انتخاب مدیرانی مانند «ابراهیم داروغه زاده» یا «محمد آفریده» و از میان جوانترها «مسعود نجفی» است والا رفتن خزاعی و آمدن امینی یادآور آن ضرب المثل معروف است که: دستش نزن؛بدتر میشه!
سینما مثبت آماده انعکاس دیدگاههای افراد،سازمانها و نهادهایی است که نام آنها در این مطلب آمده است.