سینما مثبت: حدود یک سال از آغاز فعالیتهای انتخاباتی دوره سیزدهم ریاست جمهوری میگذرد و کم کم شعار بانیان وضع موجود به آرشیو سپرده میشود اما حالا مدتی است گروهی از اهالی سینما با بهره گیری از این شعار در حال تضعیف سینمای مستند هستند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری- تحلیلی سینمامثبت، در دوره رقابتهای انتخاباتی مرسوم است که کاندیداها با انتخاب شعارهایی جذاب و گاه فریبنده به تضعیف طرف مقابل پرداخته و تلاش میکنند تا نظر مردم را برای کسب رای جلب کنند.البته با پایان انتخابات نیز این شعارها فراموش میشوند و عملا کارکرد خود را از دست میدهند.مثلا رییس جمهور وقت کشورمان انتخابات را با شعار «بانیان وضع موجود» آغاز کرد و طرف مقابل نیز از واژههایی مانند سید مرحومان و رییس جمهور شش کلاسه درباره وی استفاده نمود. حالا با گذشت کمتر از یکسال از آغاز دولت و مشخص شدن این واقعیت که «کشور داری کار سختی است» شعار بانیان وضع موجود نیز رنگ باخته است اما این شعار این روزها در سینمای مستند کارکردی شبیه به جمله «ساواکی» در ابتدای انقلاب دارد که با اطلاق آن به افراد، انگی بر آنها چسبانده میشد تا به هر طریقی آنها را حذف کنند! در ماههای اخیر کمپینی در سینمای مستند به راه افتاده که ابتدا با هدف احقاق حق و ایجاد فضای برابر برای مستندسازان آغاز به کار کرد اما در ادامه مشخص شد هدف اصلی این کمپین تاثیر گذاری بر نظر رییس سازمان سینمایی برای حذف محمد حمیدی مقدم رییس مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بود. اتفاقی که از طرف خزاعی انجام نشد و حمیدی مقدم در کنار مدیران دیگری مانند لادن طاهری مدیر فیلمخانه ملی ایران که در دوره قبل نیز عملکرد مثبت و حرفهای داشتند در مسوولیت خود ابقا شدند اما این کمپین همچنان در جوش و خروش است تا با بهره گیری از شعار تاریخ مصرف گذشته بانیان وضع موجود کلاهی از این نمد برای خود بدوزد.
به نظر میرسد تصور برخی افراد از تغییرات دولت در ایران چیزی شبیه به کودتای میانه قرن نوزدهم در کشورهای عربی و یا تغییرات خونین سیاسی در کشورهای بلوک شرق است که تصور میکنند با تغییر دولت باید تمامی اعضای تیم قبلی یا به جوخههای اعدام سپرده شوند یا اینکه راهی اردوگاههای کار اجباری شوند و اساسا در نظر آنها امکان ندارد افراد یک دولت به واسطه توانایی و شایستگی امکان فعالیت در دولت بعدی را داشته باشند. البته اینکه مستندسازان گرامی هم در این شرایط به جای تمرکز بر نهادهای وابسته به قدرت و ثروتمند تمام هم و غم خود را صرف یک مجموعه کوچک دولتی با امکان تولید محدود کمتر از ۱۰۰ اثر در سال میکنند امری عجیب است.
در شرایط کنونی کشور که دهها اتفاق قابل مستندسازی در کشور رخ میدهد درگیر شدن مستندسازان به کمپین سازی و بیانیه نویسی هم جای سوال دارد چرا که مستندسازان میتوانند با بهره گیری از این شرایط و حضور در میدانهای اجتماعی بهترین و تاثیرگذارترین آثار را خلق کنند اما ظاهرا ترجیح میدهند به جای حضور در میدان اصلی فعالیت، خود را برای کسب مناصب دولتی آماده کنند.
نویسنده: رضا استادی