سینمامثبت-رضا استادی:
۱-چند روز قبل خبری منتشر شد از پیوستن پنج پلتفرم جدید به شبکه نمایش خانگی.خودم را جای یک مدیر تیپیکال صدا و سیما میگذارم که با خواندن این خبر خونش به جوش و خروش میآید! باید باز هم بنشیند به تماشای رشد آرام و تدریجی صنعتی نوپا که به جای وابستگی به بودجههای دولتی،از کلیک و ترافیک و آگهی کسب درآمد میکند و با همین مسیر درآمدی، امکان ساخت سریالهای بیشتری را پیدا میکند.

۲-هر پلتفرم جدید یعنی تعدادی سریال جدید. هر سریال جدید یعنی درآمد تازه و هر درآمد تازه یعنی کاهش مخاطبان تلویزیون و فقیرتر شدن روزانه سبد آثار نمایشی صدا و سیما.سریالهایی که میتوانستند با اندکی اغماض در صدا و سیما ساخته شوند و سیل درآمد را نصیب این رسانه کنند. اما حالا وضع چگونه است؟
دخل یک است و خرج بیست! با خودم میگویم صدا و سیما تاوان کدام اشتباه را اینطور دردناک میدهد؟!
۳-بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵ است.پس از یک فیلمبرداری خسته کننده و پُراضطراب در خیابانهای داغ تهران در مسیر خانهام.در یکی از شبکههای اطلاع رسان وطنی میخوانم که امروز سالگرد درگذشت سیدضیاالدین دری بوده است. به واسطه فعالیتهای خبرنگاری در حوزه تلویزیون از سال ۱۳۷۵ بارها با او در ارتباط خبری- مصاحبهای بودهام. از فیلم سینما سینما است تا سریال کیف انگلیسی و سپس سریال کلاه پهلوی.از پاییز سال ۱۳۹۱ به واسطه مسوولیت مدیریت روابط عمومی سریال کلاه پهلوی تا پایان پخش این سریال همراه شادروان دری بودم و رابطه دوستی شکل گرفته تا روز درگذشت این فیلمساز ادامه داشت.پیامهایی میان ما در تلگرام رد و بدل میشد.از بیتوجهی صدا و سیما گلایه داشت و از اینکه سازمان سینمایی وقت سرکارش گذاشته و نسبت به پروژهای که قرار بود وارد مرحله تولید شود؛ بی مسوولیت هستند.زندگی شادروان دری در فاصله پاییز ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۷ که درگذشت؛ مجموعهای از فعالیتهای پراکنده شامل نوشتن چند فیلمنامه و پیگیری ساخت چند اثر بود.کارگردانی که در زمان ساخت کلاه پهلوی ملایمات فراوانی را تحمل کرد،ماههای طولانی در خانه نشست،به جرح و تعدیلهای فراوان تن داد تا سریال کلاه پهلوی به پایان برسد،بهره چندانی از حاصل زحمات خود نبرد و حقوقی ناچیز از این سریال دریافت کرد.
۴-دری با وجود شناخت عمیق از درام و قصه و تسلط کامل بر تاریخ معاصر و توانایی روایت داستانی جذاب از تاریخ معاصر، دچار بازنشستگی زودهنگام شد تا سالها بعد تاوان بیتوجهی به این هنرمند از سوی سازمان صدا و سیما اینگونه سخت و فجیع پرداخت شود! حالا چند سالی است که انحصار ساخت سریالهای تاریخی از دست صدا و سیما بیرون آمده و هر روز سریالی جدید بخش زیادی از مخاطبان صدا و سیما را میبلعد و بخش زیادی از سود و درآمد بالقوه این سازمان را نیز! کارگردانی که میتوانست در مقام مشاور فیلمنامه و حتی سازنده آثار تاریخی اینچنینی برای صدا و سیما درآمدزا باشد، حالا هشت سالی است در گور خفته است اما ثمره آثاری که او در حوزه تاریخ خلق کرد و شکلی ساده از سریال سازی را برخلاف اثر طولانی شادروان علی حاتمی و آثار تله تئاتری مناسبتی را رواج داد؛ حالا در سبد شبکه نمایش خانگی است. نوش جان شبکه نمایش خانگی.





