سینما مثبت: بررسی فیلم بیداد از محصولات سینمای زیر زمینی ایران که این روزها به صورت آنلاین بر بستر یوتیوب به نمایش گذاشته شده نشان میدهد سینماگر ایرانی حتی وقتی بخواهد بدون محدودیت و خارج از چهارچوبهای قانونی تعیین شده فیلم بسازد؛حاصل تلاش او نه تنها به خلق یک شاهکار منجر نمیشود بلکه بدون محدودیتهای موضوعی و پوششی، فیلم او از سطح آثار پیشین هم فراتر نمیرود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری_تحلیلی سینمامثبت،بیداد قصه دختری جوان به نام ستی است که دوست دارد بخواند و تصور میکند صدای خاص و ویژهای دارد.اجراهای خیابانی او باعث میشود به لطف جنسیت! تصاویرش در فضای مجازی و شبکههای ماهوارهای منتشر شده و شهرتی از جنس شهرتهای این روزگار پیدا کند اما ناگهان دستگیری او توسط ماموران و تشکیل پرونده،او را با بحران روحی روبرو میکند.در چنین شرایطی پسری خیابانگرد و معتاد تلاش میکند او را به زندگی عادی بازگرداند.
سوژه: تکراری
هر اثر هنری صرف نظر از اینکه بخواهد با عبور از خط قرمزها توجه مخاطبش را جلب کند؛ ابتدا باید اثری هنری باشد.بیداد یکی از همان آثار هیجان زده تولید شده در سالهای اخیر است که سازندگانش احتمالا تصور میکنند حکومت ایران در حال سرنگونی است و عنقریب رفتنی خواهد بود! بدیهی است در چنین شرایطی برخی کارگردانها اقدام به تولید آثاری خارج از ضوابط کنند تا جای پایی در آینده سینمای ایران داشته باشند.آنقدر هم عجله بر کار حاکم است که حتی فرصت یک داستان پردازی درست و حسابی را ندارند و نتیجه این میشود که فیلم سوژهای تکراری با آثاری همچون:«قطعه ناتمام» مازیار میری و «کسی از گربههای ایرانی خبر نداره؟»ساخته بهمن قبادی پیدا میکند.
عبور جامعه ایران از فضای ذهنی فیلمساز
مشکل اصلی فیلم این است که روح حاکم بر آن اساسا «ایرانی» نیست و محدودیتهای شرح و بسط داده شده در فیلم و بگیر- ببندهایی که تلاش میشود با آن هیجان فیلم تشدید شود؛مناسب فیلمهای خاورمیانهای است که داستان آنها در جوامع متحجری مانند عربستان رخ میدهد.نظیر فیلم «واجدا» که قصه دختری در عربستان را روایت میکند که اجازه دوچرخه داشتن ندارد.جامعه ایران حتی در این شش ماه گذشته از آنچه که فیلمساز تلاش کرده تا در اثرش آن را به یک درد بزرگ تبدیل کند؛ عبور کرده و واقعا خواندن یک دختر دیگر مساله این جامعه نیست کمااینکه نوع پوشش نیز.
حتی اگر بخواهیم اهمیتی برای موضوع فیلم قائل شویم؛ این موضوع بیشتر مناسب اثری مستند است تا سینمایی تازه اگر ما به ازا چنین سوژهای وجود داشته باشد و صرفا ساخته و پرداخته ذهن فیلمساز نباشد!
فیلمی چِرک!
فیلم بیداد نه تنها منصف نیست بلکه گاهی ابلهانه و غیرقابل باور است. یک پسر معتاد را با انتخاب اتوموبیل تویوتا تبدیل به شمایلی از یک چریک کرده و ترانه خوانی دختری سطحی را به ترانههای سیاسی دوران طاغوت پیوند زدن؛ دیگر کاملا از مُد افتاده است. بماند که امیر جدیدی تلاش کرده تا در تکرار لحن و نحوه گویش تداعی کننده نوید محمدزاده باشد.
اوج زشتی فیلم مقاطعی است که فیلمساز برای جبران چاله چولههای داستانی به سراغ موضوعهای احمقانه میرود.البته که باید برای جلب نظر مخاطب خارجی تصور «اَن بدبخت خاورمیانهای و جهان سومی» -به تعبیر امیرجدیدی- را از مردم ایران نشان دهد. به همین دلیل است که بدون هیچ منطقی، بازپرسی را به تصویر میکشد که برای صدور قرار وثیقه، با حمیرا مادر ستی ارتباط جنسی برقرار کرده است! فیلم مشاور حقوقی هم داشته اما کارگردان از این موضوع غفلت کرده که متهم چنین جرمی در نهایت با یک قرار وثیقه ساده هم میتواند آزاد شود و در نهایت با اثبات عدم سونیت، با پرداخت دیه و تعهدی کتبی یک حکم تعلیقی دریافت کند و واقعا نیازی به این همه سیاه نمایی نیست. البته که همین مساله نیز اقتباسی از فیلم «فارست گامپ» است که مادر برای ثبت نام فرزند عقب ماندهاش در مدرسهای عادی،این عمل را با مدیر مدرسه انجام میدهد اما مقایسه کنید آن پرداخت دراماتیک و قابل باور را با این نگاه چرک و کثیف حاکم بر این فیلم!
وقاحت دیگر فیلم جایی است که مامور اصرار دارد ستی لباسهایش را دربیاورد. حتی لباس زیر!بازدید بدنی از هر فرد تحت نظر و بازداشتی بخشی از تشریفات قانونی است تا بیشترین حفاظت از جان و سلامتی او صورت گیرد.متهم باید بشین-پاشو کند تا یک وقت چیزی داخل بدنش جاسازی نکرده باشد و این اتفاق با کیفیتهای گوناگون در همه جای دنیا رخ میدهد اما تبدیل آن به چیزی چرک و کثیف فقط در تخصص فیلمساز ایرانی است!
در پایان
واقعان فیلمساز چه چیزی در این سوژه دیده که او را متاثر کرده تا یک فیلم سینمایی بسازد؟! دختری بیکار و بیهنر که مادری الکلی و هرزه دارد؟! فیلم به جز صحنه وضو گرفتن خانم مسوول در ابتدای فیلم و اولین حضور ستی در زیر زمین و نمایش خواندن خانمها در تالار از پشت پرده صحنه هنرمندانه دیگری ندارد.دیالوگهای ستی و دوست پسرش روی سقف اتوموبیل هم جالب است؛ البته بهتر بود چنین جملاتی میان علی صادقی و امیرنوری در یکی از تولیدات طنز رد و بدل میشد تا در فیلمی روشنفکری!
در نهایت حاصل هنرنمایی این کارگردان جوان مانند نوزادی است که پیش از تولد سقط شده است.یک اثر ادایی تمام و کمال که پُف آن خیلی زود میخوابد.
سینما مثبت آماده انعکاس دیدگاههای افراد،سازمانها و نهادهایی است که نام آنها در این مطلب آمده است.




