سینما مثبت: بعد از پایان نمایش سریال هفت در پلتفرم نماآوا اخیرا سریال کوری نیز در این پلتفرم عرضه شده است.اگر مشتری سریالهای جنایی بوده و هفت را دیده باشید؛ سریال کوری دقیقا آن روی سکه راهی است که هفت در جنایی سازی رفته بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری_تحلیلی سینمامثبت، سریال کوری همزمان با نماوا،در فیلمنت نیز عرضه شده است.هفت به دنبال آن بود که با فانتزی سازی و بردن داستان تبهکارانه خود به دل یک جزیره بی نام و نشان و شکل دهی به شخصیتهایی عجیب و غریب، حوادثی غیرمنتظره را برایمان شرح دهد؛ حوادثی که خیلی راحت در محصولات آمریکایی با آنها ارتباط میگیریم اما در محصولات وطنی، چون همه چیز را روی زمین و عینی میخواهیم،با چنین مضمونهایی به سختی ارتباط برقرار میشود. با این حال اگر سریال هفت را در یک مجموعه کامل ببینیم؛ خیلی زود اسیر تخیلات سازنده شده و داستان را تا پایان دنبال میکنیم.
سریال کوری یک سریال جنایی کاملا ایرانی است.یعنی همه چیز عینی و مشهود است و ماجرای اصلی-توزیع مشروبات تقلبی- بارها رسانهای شده و چند سال قبل هم خسرو معصومی یک فیلم خوب ولی بایکوتشده در داوری فستیوال فجر-کار کثیف- را دربارهاش ساخت. کوری جنایت را نه براساس تخیل که عین واقعیت میخواهد ارائه دهد و همین واقعه نگاری مستندگونه-بخصوص جاهایی که تاکید بیش از حد بر لرزشهای دوربین روی دست میشود-ممکن است اصطکاک ایجاد کند اما باز اصل سوژه آن قدر ملموس است که میشود سریال را دنبال کرد.
آدمهای سریال کوری نیز افرادی دست یافتنی هستند و پیوند زدن ماجرای مشروبات تقلبی با زندگی چند آقازاده، عنصر جالبی برای مخاطب است.
همان طور که سریال هفت تیم بازیگران پرتعداد و پرچهره ای داشت-از پانتهآ بهرام و رضا کیانیان و بابک حمیدیان تا نیکی کریمی و…- در سریال کوری نیز چهرههایی مثل مریلا زارعی، امیر جعفری، محسن قصابیان، پرویز فلاحی پور، شهرام قائدی و… حضور دارند که بعضا حتی تک قسمت حضورشان جاذبه دارد.شاید از همه بهتر امیر جعفری باشد که دیگر به وزنهای برای هر پروژهای بدل شده و هنرش آن است که خامترین متن را بپروراند و جلو برود.
کیارش اسدیزاده کارگردان هفت در روایت خود مدام رفت و برگشت زمانی داشت و بین روایت دادگاه و افعال گذشته در آمد و شد، بود با این حال سریال کوری داستان خود را خطی و با حداقل فلاش بک پیش میبرد و اگر هفت میخواست سورپرایزهایش را با عجایب یک جریان مافیایی پیوند بزند؛در کوری با حداقل سورپرایز روبروییم و کاظم دانشی-تهیهکننده- مثل همهی کارهای دیگرش، میخواهد چرایی اتفاق را ورای انتقامگیری در سبک زندگی طبقهی نوکیسه، جستجو نماید.
سریال هفت بعد از پخش فصل اول از تماشاخانه، مدتها ناتمام مانده بود تا پلتفرم نماوا پیشتاز شد و فصل دوم را ارائه کرد و پاسخی به انتظار مخاطبان داد و جریانی ساخت تا ادامه سریالی مثل کنکل در آستانه پخش از فیلیمو قرار گیرد. نماوا در پخش مشترک سریال کوری سعی کرده در بین این همه سریال جنایی که از تلویزیون تا شبکه خانگی را احاطه کرده، یک کار متفاوت و قدری جلوتر از خط قرمزهای مرسوم را برای پخش انتخاب کند و این روال یحتمل ناشی از تجربیات سالیان این پلتفرم باسابقه است؛ گردانندگان نماوا دریافتهاند صرف ارائه محتواهای سلبریتیزده، چاره کار نیست و باید قدری هوای مخاطب را داشت و مثلا سریالی نیمه کاره ولی پربیننده را به اتمام رساند یا به سراغ سریالهایی رفت که داستانهای بهروزتر و اتفاقات مبتلابهتری را دراماتیزه میکنند.
سریال کوری در پرداختن به یک آسیب اجتماعی که جامعه جوان و نوجوان را سالهاست درگیر کرده یک خط جلوتر رفته و یقه سفیدها را به چالش میکشد؛ این کاری بود که خسرو معصومی به خوبی در کار کثیف نشان داد و صریح به مدیران هشدار داد بیکاری است که اسباب جذب جوانان در تجارت سیاه میشود. در سریال هفت هم شاهد نوعی تلاش برای ارتقای شغلی بود که جوانان را به تباهی کشاند. بیکاری، مقولهای است که خانواده های ایرانی بسیار با آن درگیرند و هنوز جای داستان پردازی دارد.
نویسنده: نسترن منشادی




