سینما مثبت: قصه اصلیترین عنصر در شکل گیری یک فیلم سینمایی است و با همین فرمول ساده میتوان در شرایطی که سینما از سویی درگیر فیلمهای ارگانی و از سوی دیگر به دنبال آثاری هنجار شکنانه است؛فیلمی خوب و قابل قبول ساخت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری_تحلیلی سینمامثبت،استخر ساخته سروش صحت فیلمی از همین جنس از سینما است.فیلمی بدون پیچیدگی که از همان ابتدا قصه خود را خیلی سریع روایت میکند: زوجی مردی میانسال به نام امیر همراه با فرزند نوجوانش به نام سهیل در حالا تماشای مسابقه فوتبال است که همسرش بهار به او میگوید که باید از هم جدا شوند.ادامه فیلم مواجهه امیر با این موقعیت جدید است و البته ناتوانی او در هضم این اتفاق و مراجعه و مواجهه با پدر بهار و چند تن از همکلاسیهای فرزندش که به شکل گیری چند خرده داستان منجر میشود.
داستان متمرکز بر چند شخصیت خاص و محوری است.کار و بار شخصیتهای داستان کاملا مشخص است.نحوه امرار معاش آنها معلوم است.شخصیت و موجود اضافهای در داستان پرسه نمیزند که مثلا بخواهد در جایی با یک غافلگیری تماشاگر را شوکه کند و برگ برنده سازنده اثر محسوب شود.
مانند سایر آثار صحت در این فیلم هم با چند نقش دوم و سوم جذاب مواجه هستیم. مانند مرد دکهدار که امیر را به غذا میهمان میکند و مهران مدیری در نقش مردی دون ژوان که نوعی از دمغنیمت شماری را به سبک آثار صحت فریاد میزند.
شاید تماشای فیلم تعابیری از پوچگرایی را در ذهن متبادر کند اما در اصل امیر در پی یافتن این ابهام است که چرا همسرش او را به خاطر تاخیر در خاموش کردن تلویزیون حین تماشای مسابقه فوتبال ترک کرده است؟! فیلم البته در ادامه با برداشتن درپوش از زندگی این زوج نشان میدهد که فوتبال بهانه بوده و مشکل مهم این زوج عدم وجود زبان ارتباطی میان آنها و از بین رفتن موضوعهایی ساده بوده است. تنها گره داستان نیز آشنایی بهار با مردی است که امیر در مقام قهرمان داستان به سراغش میرود،با او مواجه میشود و او را در داستان تعقیب میکند. انتخاب شخصیتی بیریشه و فیک برای این شخصیت نیز تمهید جذاب دیگر داستان است که بر بنبست زندگی این زوج صحه میگذارد.
فیلمساز در پایان نسخهای برای تماشاگرش نمیپیچد.زندگی ادامه دارد و این شکستها و مشکلات همگی بخشی از فرایند عادی زندگی هستند. فرایندی که شخصیتی مانند پدر بهار آن را درک کرده و به اندازه چند روز از آن بهره میبرد و امیر همچنان به واسطه مقاومت در مقابل واقعیت از درک آن عاجز است و این بخش از زندگی را به کلنجاری دائمی با خود تبدیل میکند اما زندگی همینه که هست!




