سینما مثبت: بزرگنمایی درخصوص برخی آثار نمایشی سبب میشود نتیجه نهایی به واسطه عدم تناسب با توقع ایجاد شده در مخاطب،ضعیفتر جلوه کند.فیلم کارواش یکی از این آثار است که با موضوع پولشویی تولید شده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری_تحلیلی سینمامثبت،پولشویی از مفاهیمی که در سالهای اخیر به ادبیات اکثر افراد جامعه راه یافته است.فیلم کارواش ساخته احمدمرادپور قرار است اثری تصویری درباره این مساله باشد.فیلمی با یک فیلمنامه تلویزیونی که انگار از انتخابهای ماه رمضانی سیما جا مانده و حالا در قالب سینما عرضه شده اما این حس و حال تلویزیونی تا پایان ادامه دارد و حتی منتظریم در عنوان بندی پایانی یکی از همان ترانههای مالوف و مرسوم تلویزیون مثل: میشه خدا رو حس کرد…یا همیشه لحظه آخر خدا تزدیکتر میشه… را روی بشنویم.
فیلم با مواجهه یک مامور مالیاتی با خانوادهای بیبضاعت آغاز میشود که فرزند معلول آنها رقم سنگینی بدهکار مالیاتی شده است؛ فردی که در واقع پوششی برای فعالیتهای شرکتهای صوری است.رفتارهای فرد معلول کمی کاریکاتور گونه است و تعقیب ماموران مالیاتی توسط یک موتورسوار که مثلا قرار است تعلیق ایجاد کند؛از همان ابتدا نوید بخش فیلمنامهای کلیشهای و معمولی است.این مساله در بخشهای دیگر فیلم هم تکرار میشود. از انداختن صندلی توسط خانم جهانشاهی در دادگاه تا جابجایی هارد شرکت که اطلاعات مهمی روی آن ذخیره شده است حال آنکه در اغلب موارد چنین اطلاعات مهمی روی سرورهای ابری ذخیره میشود نه هارد فیزیکی!شخصیتهای منفی و پولشو هم بیشتر شبیه به ساواکیهای فیلمهای ابتدای انقلاب هستند با همان کلیشهها!طبق معمول هم چون نویسنده نمیتواند داستان را پردازش کند،هکری از راه میرسد و تمام زحمات قهرمان اصلی فیلم را تقبل کرده و داستان را پیش میبرد.
تشکیلات شخصیت پولشو هم محدود به خودش و یکی دو تا نوچه است و از هوش و ذکاوت و ساختاری که باید در چنین مواردی شاهد باشیم خبری نیست.
عناصر مختلف فیلم متاسفانه باسمهای و غیرقابل باور هستند. از وکیلی که وثیقه هفتصد میلیارد تومانی برای متهم میگذارد اما با اتوموبیل تارا تردد میکند تا قاضی که میگوید: این پرونده پیچیده است و رسیدگی به آن از حوصله دادگاه خارج! خانم وکیل جای دیگر دسته گُل جالبی به آب میدهد و از گذاشتن وثیقه برای موکل خودداری میکند چون خُرده حسابی با او پیدا کرده حال آنکه این اقدام خلاف اصول وکالت و حتی به عنوان یک جرم قابل پیگیری است که وکیل علیه موکل اقدام منفی کند.جاسازی دوربین داخل دادگاه و انتشار فیلم آن در فضای مجازی،خرید جزیره در انگلستان،غیبت شوهر گیسو از روند داستان،مدیر عاملی شخصیت اصلی در هیات مدیره یک خیریه،اعطای وکالت با یک امضا و….از جمله ضعفهایی است که از دقیقه شصت به بعد جوری در فیلم تلمبار شده که جز تعجب حسی در مخاطب ایجاد نمیکند.در پایان هم مطالب فیلم درخصوص پولشویی الکن میماند. واقعا توزیع چند دستگاه کارتخوان میان بازاریها شد کل ماجرای پولشویی در ایران؟!
سینما مثبت آماده انعکاس دیدگاههای افراد،سازمانها و نهادهایی است که نام آنها در این مطلب آمده است.




