سینما مثبت: رییس سازمان سینمایی جمعه شب با حضور در مراسم اختتامیه شانزدهمین جشنواره فیلم مستند سینماحقیقت، به بهانه انتقاد به سخنان مطرح شده از سوی حمید فرخنژاد، تلاش کرد تا با لحنی عصبانی با سلب مسوولیت از خود، ضمن حمله به بخشی از بدنه سینمای ایران دفاعی شایسته از خود و زیر مجموعهاش انجام دهد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری- تحلیلی سینمامثبت، خزاعی در حالی در این مراسم ژست مظلومانه گرفته که خود بخشی از معضل یک سال و چند ماه اخیر سینمای ایران است و در ایجاد فضای یاس و ناامیدی در میان بدنه سینمای ایران و علاقهمندی آنها به حرکات رادیکال گونه نقشی اساسی داشته و جالب اینکه پس از گذشت چهارده ماه از تصدی این مسوولیت هنوز نمیداند در این سینمای ایران سالهاست سامانهای به نام هاشور برای پخش فیلمهای مستند وجود دارد که اتفاقا جشنواره حقیقت هم بر روی آن نمایش داده میشود و به همین دلیل در این مراسم اعلام میکند: «باید فضایی ایجاد کنیم تا آثار منتخب دیده شوند. راهاندازی پلتفرمی در حوزه مستند این فرصت را ایجاد میکند تا به صورت تخصصی به این موضوع بپردازد.» شاید هم میداند چنین پلتفرمی هست اما همانند پروژه قبلی میخواهد با راه اندازی یک بستر جدید و موازی کاری با بخش خصوصی مانند آی تیکت (اینجا) ،اقدام به ایجاد کار و کاسبی جدید برای دوستان خود کند.
نقش و مسوولیت خزاعی در مشکلات امروز سینمای ایران چیست؟
خزاعی با انتساب مدیرانی کم دانش و ناآشنا با سینما که تنها هنرشان پوشیدن پیراهنهای یقه سه سانتی است و کارها در مجموعه آنها نه توسط خودشان بلکه توسط «سرپرست»هایی مشکوک اداره میشود؛
نقشی مهم در نارضایتی اهالی سینما دارد.در یکی از همین زیرمجموعههای مدیریتی است که به تدوینگری که متخصص ساخت فیلمهای غیرقابل فروش در سینما است، بابت ساخت فیلم نفروش بعدیاش پروژهای میلیاردی سفارش میدهند که فقط بخشی از دستمزد فرخ نژاد در آن یک و نیم میلیارد توان است که ظاهرا آن را پیش پیش دریافت کرده و حالا در امریکا به ریش و یقه آن مدیر فرهنگ میخندد. متاسفانه بیشترین چراغ سبز را همین مدیران کوتاه قد به سلبریتیها نشان میدهند تا بلکه در کنار آنها دیده شوند و به صورت بادکنکی رشد کنند.
خزاعی در یکسال گذشته حداقلی از شفافیت را در پیش گرفته و برخلاف رویه رییس سازمان سینمایی قبلی هیچ اطلاعاتی از پروژهها و رانتهای توزیع شده منتشر نکرده است. علت چیست؟اغلب این پروژهها تا آن اندازه غیرقابل دفاع است که هرگونه انتشار اطلاعاتی درباره آنها باعث واکنشهای تُند و توقف این پروژههای شبهه برانگیز خواهد شد.
خزاعی یکی از ناکارآمدترین سیستمهای نظارتی بر زیرمجموعههایش را دارد. تصور کنید رویدادی مانند جشنواره فیلم کودک که نمیتواند ماهیت داشته باشد حتی بدون فیلم و رقابت هم قصد برگزاری دارد با همان خدم و حشم و تفضیلات همیشگی!
برخلاف شعارهای مردمی دولت سیزدهم، تغییر کاربری سالنهای سینمایی در نقاط مرکزی و عموما محروم شهر مهمترین نشانه از ناصادق بودن سازمان سینمایی در جهت تلاش برای مردمی کردن سینما است.چگونه سینما از این مناطق که محل تردد دانشجویان و سربازان و طبقه متوسط است حذف میگردد و در انحصار مالهای شمال شهر قرار میگیرد و همچنان ادعای مردمی بودن سینما طرح میشود؟
برخلاف پروپاگاندای صورت گرفته درخصوص پخش تیزر برای فیلمهای سینمایی خزاعی حتی نتوانست در فاصله پخش مسابقههای جام جهانی یک خط زیرنویس برای یک فیلم پخش کند و حتی امکان نمایش بازیها در سالنهای سینما را نیز فراهم نکرد اما جشنواره فیلم صد بدون تبلیغات و تفاهمنامه همزمان با بازیهای مهم چندین مرتبه زیرنویس برای این رویداد پخش کرد.
متاسفانه خزاعی و اغلب مدیرانش نه تنها راه حل نیستند بلکه اصل مشکل و مساله هستند و از قطار پیشرفتی که احتمالا مدعی حرکت آن در سینمای ایران هستند فقط دود آن نصیب بدنه سینما شده و خواهد شد. آنها ممکن است مدیران یا تهیه کنندگانی خوب باشند اما اغلب آنها تناسبی با مسوولیت خود ندارند و به دلیل عدم ایجاد چشم انداز مثبت و امیدواری به آینده است که فضای سینما اینگونه تُند و تیز و رادیکال است.
سینما مثبت آماده انعکاس دیدگاههای افراد،سازمانها و نهادهایی است که نام آنها در این مطلب آمده است.
مطالب مرتبط: