سینما مثبت: جشنواره فیلم فجر در حالی به هفتمین روز برگزاری خود نزدیک میشود که به نظر میرسد عملیات تحریم این رویداد متاسفانه به نتیجه مطلوب رسیده و در اثر ایجاد فضایی رعب آور، بازیگران مطرح حاضر به حضور در این رویداد نمیشوند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری_تحلیلی سینمامثبت،جشنواره فیلم فجر سالها فرصت داشته تا از بدنه وزارت ارشاد جدا شود و به عنوان رویدادی مستقل و با چهارچوبهای حرفهای برگزاری خود را تداوم ببخشد اما وزارت ارشاد ترجیح داده تا این رویداد را همچنان در انحصار خود داشته باشد و احیانا از محل اعتبارهای دریافتی برای این رویداد،کسری حقوق کارکنان خود را جبران کند.در سالهای اخیر فضای دیگری هم در این جشنواره باز شده و آن هم «بده- بستان ارگانی» است که عملا مسیر این رویداد را به حاشیه برده است.رویدادی که باید نمایش دهنده فیلمهای نخبه و ارزشمند سینمای ایران باشد حالا سالهاست به مکانی برای حضور چند فیلم قابل قبول در کنار حجم زیادی متوسط و ضعیف و معدودی آثار بیارزش تبدیل شده که نه فیلم بلکه «زبالههای تصویری» هستند که مشخص نیست بر اساس چه زد و بندهایی تولید شدهاند؟!
تزریق این حجم از فیلمهای بیلیاقت و بیارزش به بدنه جشنواره سبب شده تا فیلم فجر بیش از آنکه یک رویداد سینمایی باشد؛ رویدادی کاملا سیاسی تلقی گردد و به هدفی دم دستی برای نیروهای سیاسی مخالف تبدیل شود که به سادگی و با کمترین هزینه میتوانند آن را مورد هدف قرار دهند و با ایجاد فضایی روانی، بدنه سینما را به تحریم آن ترغیب و به اصطلاح به حاکمیت «ضربه» بزنند!
فجر چهل و چهارم امسال میزبان فیلمهایی است که دردمندانه و حرفهای از مشکلات اقتصادی حرف میزنند.فیلمهایی که تماشاگر در رنج و شادی قهرمانها شریک میکنند. دربخشهایی از فیلم قلب مخاطبان را از درد مچاله میکنند و در آثاری،از رنج مردم مظلوم فلسطین را با نگاهی هنرمندانه به تصویر میکشند.این معدود آثار حاصل جریان حرفهای و واقعی سینمای ایران است.جریانی که فیلمساز به اتکا توانایی و دانش و صلاحیت حرفهای خود پله پله رشد کرده و حالا در جایگاهی قرار گرفته که میتواند محصولی واقعی به نام سینما تولید کند. سینمایی که میتواند مردم را همدلانه در کنار هم قرار دهد،صف ایجاد کند،شور و هیجان ایجاد کند،آشتی ملی ایجاد کند و… اما مسیر غلطی که برخی ارگانها در پیش گرفتهاند تا فیلمسازانی جوان و کم تجربه را با جادوی «پول زیاد» وارد یک مایکروفر کنند تا از آنها نسلی مانند حاتمی کیا و ملاقلی پور و تبریزی بسازند – البته زهی خیال باطل- سبب تولید حجم فراوانی آثار بیارزش شده که جشنواره را از ماهیت واقعی خارج کرده و حالا این جشنواره به شدت سیاسی و حاکمیتی به سیبل جذابی برای جریانهای مخالف تبدیل شده و همزمانی این اتفاق با رخدادهای تلخ دی ماه ۱۴۰۴ و درگذشت دردناک جمعی از هموطنان،فضا را برای حمله به این «سیبل سیاسی» مساعد کرده است.
قطعا اگر این جشنواره تا این درجه سیاسی و بی در و پیکر نبود و کمی قواعد حرفهای بر آن حاکم میشد؛وضعیت به گونهای دیگر بود.
سینما مثبت آماده انعکاس دیدگاههای افراد،سازمانها و نهادهایی است که نام آنها در این مطلب آمده است.




