سینما مثبت: سال ها پیش و زمانی که سینما یکی از مهمترین سرگرمی های عموم مردم کشور به حساب میآمد،سینمای حادثهای و به اصطلاح اکشن بازار فوق العاده گرمی داشته و بخش مهمی از گیشه سینماهای کشور را این دسته از آثار تامین میکردند.فیلم هایی که صرفا با تکیه بر حادثه محوری ساخته شده و بازیگران آن نیز تک ستارههای سالهای گریز از ستاره سینمای ایران به حساب میآمدند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری-تحلیلی سینمامثبت،در آن سالها از جمشید هاشم پور که گیشه فیلم های اکشن را تضمین میکرد تا بازیگری همچون: فرامرز قریبیان که به موازات حضور در آثار مطرح سینمای ایران در اکشن های به اصطلاح بفروش آن سال ها نیز ایفای نقش می کرد؛ در این آثار حضور داشتند اما از نیمه دوم دهه هفتاد به این سو، سینمای کشورمان پوست انداخته و با رفتن به سمت مضامین جوان پسند و نیز غلبه سینمای کمدی و ملودرام های تلخ اجتماعی، سینمای حادثهای را فراموش کرد.آن هم سینمایی با مخاطبان انبوه بالقوه که دلشان برای قهرمان های وطنی روی پرده نقرهای سینما میتپید اما جز چند فیلم حادثهای با کیفیتهای متفاوت، فیلم دندانگیری نصیبشان نشده و به مرور پایشان از سالن های سینما بریده شد. همان مخاطبان خاموش سینمای ایران که نشستن پای سینمای خانگی را به رفتن به سالن های سینما ترجیح داده و به تماشای اکشنهای آمریکایی بسنده کردند.
فیلم تاوان در چهلمین دوره جشنواره فیلم در بخش مسابقه به روی پرده رفت و بحث های زیادی پیرامونش رقم زده شد.فیلمی که به عنوان محصول مشترک سینمای ایران و فنلاند که با مشارکت بنیاد سینمایی فارابی تولید شده و تماشاگران خود را به یاد اکشنهای دهههای شصت و هفتاد شمسی میاندازد. بخشی از واکنشهایی که در آن ایام نسبت به فیلم ابراز شد از همین مساله نشات میگرفت که تماشاگران سینمای ایران به ویژه اهالی رسانه، سالهاست که از تماشای فیلم های حادثهای داخلی محروم بوده و این نوع از سینما را با فیلمهای پرفروش دهه شصت به یاد میآورند. تاوان – یا همان لایههای دروغ- شباهت زیادی به این دسته از آثار داشته و سازندهاش آگاهانه به این سمت و سو رفته و قصد ادای دین به آن فیلمها را داشته است.حال پس از گذشت کمتر از سه سال، این فیلم با نام تازه «تاوان» روی اکران رفته آن هم در شرایطی که بخش عمده سالنهای فعال کشور را آثار کمدی به خود اختصاص داده و سایر فیلمهای پرفروش و پرتماشاگر دیگر سالن ها را اشغال کردهاند.
«تاوان» به عنوان نخستین فیلم سینمایی رامین سهراب، یک فیلم حادثهای بیرون آمده از دل کلیشههای آشنا و امتحان پس داده است که هنوز هم سینمای آمریکا از آن بهره میبرد. قصه آتشنشان فداکاری به نام سام که یک زخم قدیمی از کودکی داشته و یکی از دلایل مهم آتشنشان شدنش هم به همین موضوع باز میگردد. او در یک عملیات سخت و نفسگیر به قلب آتش زده و دو مرد را در حالی نجات میدهد که یکی قصد جان دیگری را به واسطه کلاهی که از او برداشته، کرده است. پرده نخست فیلمنامه به این موضوع اختصاص پیدا کرده و نقطه عطف هم جای درستی قرار گرفته که قصه را در پرده میانی وارد فضای تازهای میکند.
رفتن سام به فنلاند و آشنا شدن او با دختری جوان و ازدواج با او و در نهایت بازگشت به ایران پس از پنج سال، نیمه نخست پرده میانی را به خود اختصاص داده و خیلی زود آن را به نقطه عطف دوم میرساند. جایی که همسر سام به دست آرمان و دارودسته اش ربوده شده و حال سام باید به جنگ تبهکارها رفته و همسرش را نجات بدهد.همان ایده همیشگی و قدیمی قرار گرفتن قهرمان در برابر بدمن ها و جدالی که در نهایت به پیروزی قهرمان ختم می شود.رامین سهراب نیز از این فرمول بهره گرفته و با خلق چند سکانس اکشن که کیفیت پرداخت خوبی هم دارد، به سینمای اکشن کشورمان ادای دین کرده و قصه را به آخر میرساند.
رامین سهراب که خود نقش اصلی تاوان را بازی کرده، تلاش زیادی برای تولید یک فیلم حادثهای در سطح اکشنهای بی مووی به خرج داده و تا حد زیادی هم در این امر موفق بوده است. تاوان از آن دسته فیلمهایی است که می تواند در بازار نمایش خانگی بیش از اکران تماشاگر بیشتری داشته باشد.
نویسنده: حسین رحمانپور