تنظیمات
اندازه فونت :
چاپ خبر
گروه : رضا استادی
حوزه : اسلایدر, خبر, فرهنگ
شماره : 5011
تاریخ : 12 دی, 1396 :: 9:44
روایتی مستقیم از ناآرامی های خیابانی تهران نمردیم «گاز اشک آور» هم خوردیم حتما در این روزها خیلی در دلشان سازنده «زیر گذر ولیعصر» را دعا کرده اند. تصور کنید که این مکان شش خروجی و ورودی دارد. حالا پارک دانشجو و فرعی های اطراف به کنار؛ همین شش خروجی و ورودی مختلف امکان خوبی برای افراد است تا از این مکان برای فرار استفاده کنند

سینما مثبت: چند روزی است شهرهای مختلف کشورمان شاهد اعتراض های خیابانی است. این رخدادها در فضای مجازی واکنش های مختلفی به دنبال داشته است. یکی از کاربران سینما مثبت که روز گذشته در حوالی منطقه ناآرام «چهار راه ولیعصر» بوده، روایت خود از این منطقه را به تصویر کشیده است.  

عکس تزیینی است

  به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اینترنتی خبری ـ تحلیلی سینما مثبت، متن این گزارش به شرح زیر است:   تعمیرگاهی در حوالی چهار راه ولیعصر برای تعمیر قطعه ای خاص از دستگاهی الکترونیکی باید به نمایندگی آن در حوالی چهار راه ولیعصر تهران بروم. پیش از حرکت تماس می گیرم تا از باز بودن مغازه مطمئن شوم. تعمیر کار می گوید:«مشکلی نیست، تشریف بیاورید.» از میدان ولیعصر به سمت بازار رضا حرکت می کنم. خیابان ها آرام است و خبری از مسئله غیرعادی نیست. هوا طبق معمول آلوده و آسمان خشک و بی باران و هوایی که در یازدهمین روز زمستان یادآور روزهای پایانی اسفند ماه است! در این روزها و از این هوای بی شباهت به زمستان همواره یاد این سرود افتاده ام که در دوران مدرسه می خوانیم: «در زمستان بهاران آمد!».همین تغییر اقلیم دلیل خوبی برای عصبی شدن می تواند باشد.   سر زدن به عمار نرسیده به چهار راه ولیعصر به سراغ تعمیرگاه می روم. حدود یکساعتی طول می کشد. در سینما فلسطین «جشنواره فیلم عمار» برپا است. وارد سینما که می شوم تعجب می کنم که کف سالن سینما فلسطین را با موکت قرمز پوشانده اند. در چند نقطه دوربین های تصویربرداری مشغول ساخت برنامه هستند. در مقابل ورودی سالن اصلی هم شبیه به میزهای پذیرایی هیات ها، امکان پذیرایی وجود دارد. ابتکار جالبی است. تقریبا یک سوم صندلی های داخل سالن پُر است. مستندی با موضوع آزاد سازی دو شهرک شیعه در سوریه از دست جبهه النصره در حال پخش است. راوی مستند «حسن شمشادی» خبرنگار ایرانی در سوریه است. مستند بخش های جذابی دارد اما سرشار از «زیاده گویی» است.   شرایط غیرعادی می شود با پایان فیلم به سمت تعمیرگاه به راه می افتم. وسیله تعمیر شده را دریافت کرده و سپس به سمت چهار راه ولیعصربه راه می افتم. نرسیده به چهار راه دکه ای مطبوعاتی است. از همین نقطه شرایط «متفاوت» می شود. البته کمی بالاتر ـ از سر خیابان بزرگمهر ـ ماموران راهنمایی ورانندگی مسیر موتور سوارانی که در خط ویژه و خلاف می آیند را به سمت راست تغییر می دهند. در همین محدوده چند اتوموبیل نیروی انتظامی هم هست اما خبر خاصی نیست. از دکه به بعد مامورانی با لباس پلنگی و سپر و کلاه های مخصوص تقریبا به فاصله یک متر از هم ایستاده اند. با وجود حضور ماموران، زندگی عادی جریان دارد. تمامی مغازه ها باز است و ترافیک خیابان نیز آرام است.   شبیه شهرک های سینمایی ناخودآگاه یاد «شهرک های سینمایی» می افتم. در این شهرک ها تا یک نقطه مشخص همه چیز عادی است اما پس از عبور از یک نقطه خاص و ورود به یک لوکیشن، ناگهان همه چیز تغییر پیدا می کند، از گریم آدم ها تا نوع لباس پوشیدن. حتی گاهی بوی خاصی به مشام می رسد! اینجا هم دقیقا چنین است. در ضلع جنوب شرقی میدان ـ نزدیک ورودی مترو تئاتر شهر ـ جمعیت زیادی متراکم است. انگار که مثلا ناگهان سالن تئاتر شهر پس از پایان نمایش از جمعیت خالی شده باشد. قصد دارم سوار بی آر تی شوم. حوصله پایین رفتن از پله های زیر گذر ولیعصر را ندارم. پیاده رو شمالی را به سمت فلسطین می روم تا از پشت به محدوده ایستگاه بی آر تی نفوذ کنم! کمی جلوتر شلوغی بیشتر می  شود. جمعیت این دست چهار راه ولیعصر به جمعیت آن دست نگاه می کنند. از «آن دست» همهمه ای مبهم شنیده می شود. عده ای شعار می دهند. شعارهایشان را نمی شنوم. جمعیت مذکور در پیاده رو حدفاصل ضلع جنوبی پیاده رو تا سر خیابان مظفر جنوبی به راه افتاده اند. جالب اینکه سلمانی،نانوایی و داروخانه این راسته باز است. صدای شعارها کمی اوج می گیرد. در همین زمان صدایی شبیه ترقه می شنوم. حالا من وارد ایستگاه بی آر تی شده ومنتظر رسیدن اتوبوس هستم. با اوج گیری شعارها داروخانه کرکره اش را پایین می کشد. چشمانم می سوزد. البته این سوزش چشم به لطف آلودگی شدید تهران مسئله ای عادی است. ناگهان جمعیت داخل پیاده رو متفرق می شود. تعدادی افراد با لباس شخصی هم در خیابان به چشم می خورد. جمعیت زیادی با عبور از روی میله ها وارد ایستگاه بی آر تی می شوند. اغلب جوان هستند و هیجان زده. سوار اتوبوس می شوند. چند نفری از آن ها سیگار روشن می کنند تا به گفته خودشان اثر گاز اشک آور را کم کنند! اتوبوس در چند دقیقه پر از دود سیگار می شود. در خیابان جمعیت معترضان لابلای اتوموبیل ها حرکت می کنند.در خیابان دختری که ماسک به چهره زده، حالش بد است و دو نفر به او کمک می کنند. بوی سیگار در اتوبوس پیچیده.حالا مسافرها اعتراض می کنند که «آقا خفه شدیم!پنجره ها رو باز کنید دود سیگار بره بیرون.»   موقعیت خاص چهار راه ولیعصر از داخل بی آر  تی بیرون را نگاه می کنم. چهار راه ولیعصر موقعیت استراتژیکی برای تظاهرات کنندگان است. حتما در این روزها خیلی در دلشان سازنده «زیر گذر ولیعصر» را دعا کرده اند. تصور کنید که این مکان شش خروجی و ورودی دارد. حالا پارک دانشجو و فرعی های اطراف به کنار؛ همین شش خروجی و ورودی مختلف امکان خوبی برای افراد است تا از این مکان برای فرار استفاده کنند.   برخورد شدیدی مشاهده نمی شود حضور ماموران تا میدان فردوسی بسیار محسوس است اما برخورد شدیدی مشاهده نمی شود.فضای خیابان شباهتی به سال 88 ندارد. در کنار معترضان و ماموران حجم زیادی از مردم عادی حضور دارند که نظاره گر ماجرا هستند. با رسیدن اتوبوس به میدان فردوسی، معترضان پیاده می شوند. تا رسیدن به مقصد، بحث های سیاسی میان مسافران داغ است.

© 2018 تمام حقوق این سایت برای سینما پلاس محفوظ می باشد.